تبليغاتX
مستر متال

مستر متال

متالیکا


تمام عشق خودم


Green Hell

جهنم سبز

Here in This Place Lies the Key to Your Death

کلید مرگ تو اینجا ، در این محل است  

Touch It , See It

لمسش کن ، نگاهش کن  

Here in This Place Is the Means to Your End

اینجا در این محل ، همه چیز به معنای پایان توست .

Touch It , Feel It , Green Hell! ....

لمسش کن ، احساسش کن ، اینجا جهنم سبز است ! ....

You Did Your Best as Someone Could

تو همه ی تلاشی را که ممکن بود ، کرده ای

I Bet You Never Knew You would

و شرط می بندم که نمی دانستی می توانی

And Did You Run Away From Me ?

و آیا از من گریختی ؟

 I Bet You Thought You Really Could

شرط می بندم که فکر می کردی می توانی

We're Gonna Burn in Hell - Green hell

قرار است در جهنم بسوزیم - جهنم سبز

Like Every Hell But Kind of Green

جهنمی چون جهنمی دیگر ، ولی سبز

Try Let Me Get Back Up There

بگذار به آنجا باز گردم

Feel It Burning in Your Cereal

احساس کن که چگونه غله ات را به آتش می کشد

Throw Your Fuckin' Friends Inside

دوستان لعنتی ات را به داخل این جهنم بینداز

Gotta Fuckin ' Pay and You Must Stay

باید مجازات شوی و در این جهنم بمانی

Connot Refill the Torch of Death

نمی توانی مشعل مرگ را احیا کنی

Hell Is Reigning in Your Blood

این جهنم در خون تو جاری است

Gotta Burn It All , green Hell ...

و همه باید در این جهنم بسوزند .....

جهنم سبز (GREEN HELL) یکی از اشعار پراکنده ی "متالیکا " است و متاسفانه نمی دانم در چه تاریخی متولد شده است، اگر می دانید در قسمت نظرات اعلام کنیدو اگر کسی ان آهنگ رو داره لینکش روواسم بفرسته ممنون


و در آخر میخوام آهنگ جدید هکتور رو با نام روح سوار ممنون میشم اگه نظرتون در رابطه با آهنگم بهم بگید تا بعد در پناه حق

linke ahang(roohe savar):

va in ham ahange rahebe khodai az hemtor:

+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 13:15 توسط Parshan-SH |



خوب بازم سلام میکنم به تمام عزیزان

رفقای عزیز این آپم یه جورایی ربطی به متال نداره اما از نظر من متال فقط میخواد اینا رو به آدمیان جاهل این دنیای کسیف بفهمونه یشنهاد میکنم این متن رو تا آخرش بخونید
درپناه حق تعالی بدرود
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شايد اين سوال به ذهن خطور كند كه: انسان  امروز چقدر به دين و پيام آسماني نيازمند است؟ به عبارت ديگر : آيا آن نيازهايي كه انسان هاي گذشته را به سوي خدا و دين الهي مي كشاند،همچنان وجود دارد؟
با نگاهي به سرنوشت انسان معاصرو شرايط  كنوني آو ،در ميابيم كه نه تنها آن نياز هاي بنيادين قوي تر و جدي تر از گذشته پا بر جاست ، بلكه انسان امروز به شدت سرگردان است و اگر به خدا و پيام الهي روي نياورد، سر گردانيش شديد تر و خطر ناك تر خواهد شد .
در قرن هاي هفدهم،هجدهم و نوزدهم كه علم پيشرفت خود را آغاز كرد و به سرعت توسعه يافت ،چنين تصور ميشد كه ميتوان با كمك آن به نياز هاي بنيادين پاسخ گفت و دغدغه هاي جدي آدميان را به آرامش دروني و آسايش در زندگي تبديل كرد. اما هرقدر كه علم به پيش رفت و ابزار هاي كار امد و مؤثري را در اختيار انسان قرار داد بر نگراني هاي وي افزوده شد; به گونه اي كه در اواخر قرن بيستم انسان احساس كرد كه سوال هاي بنيادينش همچنان بي پاسخ مانده است.
انسان امروز ميبيند كه آرامش درونيش كاهش يافته ،هدف متعالي زندگي وي گم شده، ظلم و بي عدالتي گسترش يافته ،  دانش و تكنولوژي در خدمت اهداف ضد انساني صاحبان زر و زور قرار گرفته،تروريسم به صورت فردي و دولتي آن جان انسان هاي مظلوم و بيگناه را به راحتي ميربايد ، جهان به دو قطب محروم(باجمعيتي بسيار زياد ) و ثروتمند (با جمعيتي اندك ) تقسيم شده است،سلاح هاي مخرب با قدرت تخريبي فوقالعاده در انبار ها انباشته شده ، انئاع مواد مخدر در شكل ها و اقسام مختلف در دست رس افراد قرار گرفته و فسادهاي گوناگون اخلاقي رواج يافته اند، قاچاق كودكان و فروش آنها در بازار هاي مخفي جهاني براي  استفاده هاي مختلف (از جمله فروش اعضا و استفاده هاي جنسي از آنها ) رونق پيدا كرده و استفاده ي ابزاري از ظاهره زن براي فروش بيشتر كالا هاي تجاري و ثروت اندوزي ثروتمندان،كرامت و منزلت انساني زنان را تنزل داده است.
 اگر از ظاهر تزيين شده ي انسان امروز عبور كنيم وبه واقعيت دروني آن برسيم، رنجبزرگ او را مشاهده ميكنيم . انسان آخر قرن بيستم و اول قرن بيست و يكم ميلادي ، بر خلاف قرن هفدهم و هجدهم ، دريافته است كه علم با همه ي خوبي ها و فايده هايش،به تنهايي نمي تواند اورا از بحران هاي بزرگ رهايي بخشد و به نيازهاي اساسيش پاسخي مناسب دهد .
همين امر،انسان را برانگيخته است كه بارديگر آهسته آهسته به خدا و دين روي آورد و رهايي از سرگرداني را در بازگشت به دين،معنويت و پيتم هاي الهي جست و جو كند.در نتيجه انسان امروز بيش از گذشته به پيام الهي نياز مند است.
___________________
مسيح زنده است اما در زمين نيست
_____ ______ ______ ____
در مورد حضرت عيسي (ع) خوب است بدانيمكه ايشان در مسير دعوت خود با دو مانع و دو گروه مخالف رو برو بود .گروه اول برخي از بزرگان دين يهود بودند كه حضرت عيسي (ع) را پيامبر نميدانستند و با سر سختي با ايشان مبارزه ميكردند .گروه دوم حاكمان بت پرست روم شرقي بودند كه بر سرزمين فلسطين حكومت مي كردند و مانند حاكمان بيشترسرزمين هاي اروپايي بهدين الهي اعتقاد نداشتند .
كار حضرت عيسي (ع) در مبارزه با اين دو گروه به جايي رسيد كه سربازان حاكم براي دستگيري و به شهادت رساندن وي ،تعقيبش كردند و ايشان ناچار شد كه از شهري به شهري و از روستايي به روستايي برود.تا اينكه به همراه تعدادي از يارانش در باغي پنهان شد . در اينجا بود كه يكي از همراهانش به نام (يهوداي اسخريوطي)  به طمع جايزه ي حاكم مخفي گاه حضرت عيسي (ع) را به آنان خبر داد و سربازان حاكم بت پرست به همراه برخي از بزرگان يهود ،شبانه به آن مخفي گاه يورش بردند.
در اين هنگام خداوند حضرت عيسي (ع) را با قدرت لايزال خود از باغ بر آورد و به آسمان ها  برد .سربازان كه از اين عروج خبر نداشتند و اگر كسي هم به آنان خبر ميداد درك باور آن را نداشتند،همان يهوداي خبر چين را كه چهره اي شبيه حضرت (ع) داشت وشباهت او به آن حضرت در آن شب بيشتر شده بود به جاي حضرت عيسي (ع) دست گير كردند و هرچه او عيسي بودن خود را انكار كرد سربازان نپذيرفتند ; زيرا ديگر حضرت عيسي(ع) بر زمين نبود تا متوجه اشتباه خود شوند.يهوداي خبرچين پس ازتحمل شكنجه هاي فراوان به صليب گشيده شد .
يهوديان و بت پرستان و حتي بيشتر ياران پيامبر گمان ميكردند كه او به شهادت رسيده است. البته برخي از ياران بسيار نزديك آن حضرت مانند(برنابا) از عروج ايشان آگاه بودند .
¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬¬_________________________________________________
قرآن كريم اين اشتباه را يادآوري ميكند و ما را از كشته نشدن حضرت عيسي (ع) آگاه ميسازد و ميفرمايد:
اين سخن آنان (بود) كه ما كشتيم مسيح
عيسي بن مريم رسول خدا را .
حال آنكه نه او را كشتند و نه به صليب كشيدند
بلكه آنان به اشتباه افتاده اند.
و كساني كه در مورد او اختلاف كردند
در اين باره ، هر آينه در شك اند
ونسبت به او علمي ندارند
جز پيروي از ظن و گمان خود.
و يقينا" او را نكشته اند
بلكه خدا اورا به سوي خود بالا برد
و خداوند عزيز و حكيم است.
___________________________
انجيل
نزديك ترين كتاب به قرآن كريم (انجيل)است كه بر حضرت عيسي (ع) نازل شده است.
كتاب انجيلي كه اكنون در دست رس مسيحيان است،خود از چهار انجيل به نام هاي انجيل متي - انجيل مرقس – انجيل لوقا –و- انجيل يوحنا تشكيل شده است. اين انجيل ها به نام نويسندگانشان كه از ياران و پيروان حضرت عيسي بوده اند،مشهورند.
مورخان نوشته اند كه پس از عروج حضرت عيسي (ع) به ملكوت، هيچ اثري از كتاب انجيل در ميانه مردم نبود .پس از مدتي،هر يك از ياران ايشان و شاگردانشان برداشت ها ، خاطرات و الهامات خود را نوشتند و نام انجيل بر آن نهادند. به گونه اي كه ده ها انجيل تاءليف شد. سال ها در ميان مردم انجيل هاي مختلفي وجود داشت تا اينكه حدود دو قرن بعد ، شوراي مركزي مسيحيان چهار انجيل ذكر شده را _علي رغم اختلاف_ انجيل راشتين و انجيل هاي ديگر را دوروغين ناميدند.
در حالي كه انجيل حضرت عيسي (ع) بيش از يكي نبود.
_____________________
شايد نتوان كتابي را در جهان يافت كه در آن به اندازه ي قرآن كريم بر تعقل، تفكر و علم دوستي تاكيد شده باشد . در اين كتاب بيش از 770 بار از علم،280 بار از تذكر و ذكر، 185 بار از گوش دادن و توجه كردن،49 بار از عقل،19 بار از ژرف انديشي و نفقه،18 بار از فكر كردن، 8 بار از تدبركردن،8بار از برهان،132 بار از تبيين،114 بار از حكمت و مشتقات آنها و نيز ده ها كلمه ي ديگر مانند قلم و كتاب كه به تفكر و علم مربوط ميشوند، نام برده شده است .

_______________

+ نوشته شده در پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 18:17 توسط Parshan-SH |


***** JavaScript Codes *تتغ


Javascripts


*جستجوگر *ر سك *عپ ز New Page 2

Use Advanced Search

*msn JavaScript Codes *رنگ

Top Java Script in کدهای جاوا اسکریپت *ترك *همپ *رسك2 *تدم *****