|
متالیکا
|
ترجمه آهنگ Nymphetamine حوري زيبا از گروه Cradle Of Filth به سمت رودخانه هدایت کرد یک زندگی ناراحت برای یک روحانی بی روح بودم 


Lead to the river
Midsummer, I waved
A 'V'' of black swans
On with hope to the grave
All through Red September
With skies fire-paved
I begged you appear
Like a thorn for the holy ones
Cold was my soul
Untold was the pain
I faced when you left me
A rose in the rain
So I swore to the razor
That never, enchained
Would your dark nails of faith
Be pushed through my veins again
Bared on your tomb
I'm a prayer for your loneliness
And would you ever soon
Come above unto me?
For once upon a time
From the binds of your lowliness
I could always find
The right slot for your sacred key
Six feet deep is the incision
In my heart, that barless prison
Discolours all with tunnel vision
Sunsetter
Nymphetamine
Sick and weak from my condition
This lust, a vampyric addiction
To her alone in full submission
None better
Nymphetamine
Nymphetamine, nymphetamine
Nymphetamine girl
Nymphetamine, nymphetamine
My nymphetamine girl
Wracked with your charm
I am circled like prey
Back in the forest
Where whispers persuade
More sugar trails
More white lady laid
Than pillars of salt
Fold to my arms
Hold their mesmeric sway
And dance her to the moon
As we did in those golden days
Christening stars
I remember the way
We were needle and spoon
Mislaid in the burning hay
نیمه تابستان من هیجان داشتم
قوهای سیاه
با امیدواری گودالی کندند
سپتامبر همه سراسر خونی
با آتش ساف شد
گدا ها پیدا شدند
رنج نا گفته
کی تو مرا ترک می کنی
یک گل سرخ در باران
من قسم خوردم به تیغ
هرگز آن را نگه ندارم
شماها در تاریکی میخواستید ایمان بدست بیارید
دوباره فشار به رگهایم آمد
میله ای روی قبرت
من تنها فقط تو را دعا می کنم
هر چه زودتر تو را می خواهم
چه چیز سر من آمده است
فقط برای یک بار دیگر
در اسارت فرومایگی تو هستم
من می توانم همیشه پیدا کنم
راه درست برای تو عبادت است
شش شکاف عمیق برداشت
در قلب من.آن زندان کوچک
برخلاف همه بینا شدند در تونل
غروب آفتاب
حوری زیبا
حالم مریض و ضعیفم
این شهوت یک معتاد خون آشام است
آن زن تنها کاملا تسلیم شد
هیچ کدام بهتر نیست
حوری زیبا
حوری زیبا . حوری زیبا
حوری زیبا
حوری زیبا . حوری زیبا
حوری زیبا
ویران شد با طلسم تو
من همچون شکاری هستم
در جنگل
اینجا وادار به نجوا کرد
به دنبال شیرینی بیشتر
بانو خیلی سفید بود
به سفیدی نمک
دستبند به دستها
در خواب تکانشان داد
و آن زن رو به ماه می رقصید
چنانچه در روز طلایی انجام دادیم
مراسم جشن ستاره ها
من مسیر را میدانم
ما اذیت و قاشق زنی کردیم
در آتش علفهای خشک ناپدید شد
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 20:32 توسط Parshan-SH |
*msn JavaScript Codes *رنگ